PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : پژوهشی در ضمیر ناخودآگاه



Bidar
03-25-2010, 06:11 PM
پیرامون ضمیرناخودآگاه در روان شناسی انسان، حقایق مهم و جالبی وجود داره که کاشف آن زیگموند فروید خردمند است و در ادامه کارل گوستاو یونگ ادامه دهنده راه او بوده . تا به حال نظریات گوناگونی هم در مورد ناخودآگاه انسان بیان شده است که دربررسی هر کدام به نوعی می توان حقیقت این موضوع را روشن کرد.
اگر کسی از دوستان در این زمینه دانشی تخصصی دارند و یا منبعی علمی می شناسند لطفا مرا هم آگاه سازند.
اگر هم سوال یا موضوعی مرتبط به این زمینه بود، من هم با دانش ناچیز خود در خدمت هستم. :heh:

sadeghol
03-26-2010, 02:42 AM
من که اصلا به این چیزا اعتقاد ندارم اول باید ثابت بشه همچین چیزی وجود داره

sonixax
03-26-2010, 03:09 AM
من که اصلا به این چیزا اعتقاد ندارم اول باید ثابت بشه همچین چیزی وجود داره

ضمیر نا خود آگاه اثبات شده و یک مساله در روانشانسی هست .

havadare_democracy
03-26-2010, 09:49 AM
فقط يه توضيح بدم در مورد ضمير نا خود آگاه.اين مساله يه چيز عيني نيست و تو روان شناسي هم بيشتر به صورت يه نظريه هست و مورد توافق همه هم نيست.چون ما به ازاي مادي براي ضمير ناخود آگاه تو بدن انسان نداريم.اين نظريه رو فرويد و يونگ هر كدوم به شكلي مطرح كردن.براي اطلاعات بيشتر ميتونيد اينجا (http://en.wikipedia.org/wiki/Unconscious_mind) رو هم ببينيد.

Bidar
03-26-2010, 05:43 PM
فقط يه توضيح بدم در مورد ضمير نا خود آگاه.اين مساله يه چيز عيني نيست و تو روان شناسي هم بيشتر به صورت يه نظريه هست و مورد توافق همه هم نيست.چون ما به ازاي مادي براي ضمير ناخود آگاه تو بدن انسان نداريم.اين نظريه رو فرويد و يونگ هر كدوم به شكلي مطرح كردن.براي اطلاعات بيشتر ميتونيد اينجا (http://en.wikipedia.org/wiki/Unconscious_mind) رو هم ببينيد.
بر اساس ویژگی های روانی انسان، ضمیر ناخودآگاه چنین تعریف شده که اندیشه ها،احساسات و حس های غریزی ناآگاهانه که همیشه یا گاهی در زمان ها و شرایط خاص، باعث رفتار "ناخوداگاه" و "غیر ارادی" در فرد،
می شوند را می توان یک جز اصلی در تقسیم بندی روان انسان درنظر گرفت.
حال بر اساس این تعرف و ویژگی ها، چون کنش ها و واکنش های "ناآگاهانه" روانی و رفتاری به وفور در وجود آدمی مشاهده شده، باید به وجود ضمیر ناخوداگاه اعتراف کرد.از تاثیرات مهم ضمیر ناخوداگاه در انسان،
می توان به کار سیستمی دستگاه تنفس و دستگاه گردش خون اشاره کرد که باعث زنده ماندن انسان و ادامه حیات او شده و از لحاظ روانی هم احساسات غریزی،عصبانیت،ترس،درد، خواب ها و رویا ها و ... همگی ناشی از آن هستند.
بیشتر تاثیرات ناخودآگاه انسان از مخچه مغز ناشی می شوند ولی اینکه در حال حاضر درست نمی دانیم کدام
یاخته های مغزی و یا ترکیب شبکه های عصبی مغز انسان، ضمیر ناخود آگاه ما را تشکیل داده، دلیل برعدم وجود آن نمی شود زیرا تاثیر وجودی آن درافراد کاملا محسوس است.

havadare_democracy
03-26-2010, 06:53 PM
بر اساس ویژگی های روانی انسان، ضمیر ناخودآگاه چنین تعریف شده که اندیشه ها،احساسات و حس های غریزی ناآگاهانه که همیشه یا گاهی در زمان ها و شرایط خاص، باعث رفتار "ناخوداگاه" و "غیر ارادی" در فرد،
می شوند را می توان یک جز اصلی در تقسیم بندی روان انسان درنظر گرفت.
حال بر اساس این تعرف و ویژگی ها، چون کنش ها و واکنش های "ناآگاهانه" روانی و رفتاری به وفور در وجود آدمی مشاهده شده، باید به وجود ضمیر ناخوداگاه اعتراف کرد.از تاثیرات مهم ضمیر ناخوداگاه در انسان،
می توان به کار سیستمی دستگاه تنفس و دستگاه گردش خون اشاره کرد که باعث زنده ماندن انسان و ادامه حیات او شده و از لحاظ روانی هم احساسات غریزی،عصبانیت،ترس،درد، خواب ها و رویا ها و ... همگی ناشی از آن هستند.
بیشتر تاثیرات ناخودآگاه انسان از مخچه مغز ناشی می شوند ولی اینکه در حال حاضر درست نمی دانیم کدام
یاخته های مغزی و یا ترکیب شبکه های عصبی مغز انسان، ضمیر ناخود آگاه ما را تشکیل داده، دلیل برعدم وجود آن نمی شود زیرا تاثیر وجودی آن درافراد کاملا محسوس است.
دوست عزيز ممنون از پاسخ شما.نميدونم اين متني كه نوشتيد از خودتون بود يا از جايي كپي كرديد اما جسارتا با توجه به اينكه رشته من پزشكي هست اين مطلب رو عرض كردم.بايد بگم كه به طور كلي اصل وجود روان در انسان يك چيز عيني نيست بلكه تنها توصيف ميشه.منظورم اينه كه همون ناخودآگاه هم ناشي از فعاليت هاي پيچيده نورون هاي مغز انسان هست و نمود بيرونيش ميشه خودآگاه و ناخودآگاه.ولي ناخوداگاه به تنهايي وجود خارجي ندارد.در مورد تاثير ناخودآگاه در بدن انسان كه به سيستم تنفس و گوارش اشاره كردين بايد بگم حرف كاملا غير علمي هست و به طور كلي بحث ناخودآگاه خارج از سيستم عصبي معنايي ندارد.در اين زمينه لام هست با فيزيولوژي دستگاه تنفسي و گوارشي آشنا باشيد تا منظورم رو درك كنيد.اون لينكي رو هم كه در پست قبلي دادم به طور كامل مطالعه كنيد.ميتونه براي درك بهتر مساله ضمير ناخود آگاه كمكتون كنه.

Bidar
03-27-2010, 02:35 PM
دوست عزيز ممنون از پاسخ شما.نميدونم اين متني كه نوشتيد از خودتون بود يا از جايي كپي كرديد اما جسارتا با توجه به اينكه رشته من پزشكي هست اين مطلب رو عرض كردم.بايد بگم كه به طور كلي اصل وجود روان در انسان يك چيز عيني نيست بلكه تنها توصيف ميشه.منظورم اينه كه همون ناخودآگاه هم ناشي از فعاليت هاي پيچيده نورون هاي مغز انسان هست و نمود بيرونيش ميشه خودآگاه و ناخودآگاه.ولي ناخوداگاه به تنهايي وجود خارجي ندارد.در مورد تاثير ناخودآگاه در بدن انسان كه به سيستم تنفس و گوارش اشاره كردين بايد بگم حرف كاملا غير علمي هست و به طور كلي بحث ناخودآگاه خارج از سيستم عصبي معنايي ندارد.در اين زمينه لام هست با فيزيولوژي دستگاه تنفسي و گوارشي آشنا باشيد تا منظورم رو درك كنيد.اون لينكي رو هم كه در پست قبلي دادم به طور كامل مطالعه كنيد.ميتونه براي درك بهتر مساله ضمير ناخود آگاه كمكتون كنه.
من هیچ گاه در انجمن هایی که عضو بوده ام مطلبی را کپی پیست نکرده ام و در صورت لزوم لینک مورد نظر را به
کاربران معرفی می کنم.
در اینجا بیشتر قصد پژوهش این موضوع را در دانش روان شناسی دارم و مطالبی که شما عنوان می کنید به
طور کلی به مفهوم و ویژگی این دانش برمی گردد که مثل سایر دانش های بشر،می توان در این زمینه با روش روان
شناختی حقایق ذهن انسان را بهتر دریافت؛البته در سایر علوم هم مثل پزشکی می توان تاثیر ضمیر ناخودآگاه را در
وجود آدمی درک کرد و به بررسی آن پرداخت.همانگونه که خود من هم در پست قبلی، مکان وجود و عملکرد های
ناخودآگاه را حاصل فرایند شبکه یاخته های مغزی انسان عنوان کردم.
فیزیولوژی بدن انسان هم تاثیرپذیری بسیار زیادی از باور و افکار روانی فرد دارد ،برای مثال کسی که به دلیل باور
های دینی،از ارضای غریزه جنسی محروم می شود یا به خاطر دید منفی نسبت به جهان، دچار افسردگی و استرس
خواهد شد ؛ یا فردی که به دلیل عصبانیت و اضطراب دائمی دچار میگرن (سر درد های عصبی)می شود و این
مسائل روانی تاثیر خود را بر جسم فرد به صورت ناراحتی های قلبی،ناراحتی های دستگاه گوارش و سایر بیماری ها
که گاهی حتی به مرگ هم منتهی می شوند به همراه دارد.برای پیشگیری از این موارد ،با چند جلسه روانکاوی می توان
مشکل را حل کرد،و منطقی نیست که در همه موارد از دانش پزشکی سود بریم.

havadare_democracy
03-28-2010, 11:10 AM
من هیچ گاه در انجمن هایی که عضو بوده ام مطلبی را کپی پیست نکرده ام و در صورت لزوم لینک مورد نظر را به
کاربران معرفی می کنم.
در اینجا بیشتر قصد پژوهش این موضوع را در دانش روان شناسی دارم و مطالبی که شما عنوان می کنید به
طور کلی به مفهوم و ویژگی این دانش برمی گردد که مثل سایر دانش های بشر،می توان در این زمینه با روش روان
شناختی حقایق ذهن انسان را بهتر دریافت؛البته در سایر علوم هم مثل پزشکی می توان تاثیر ضمیر ناخودآگاه را در
وجود آدمی درک کرد و به بررسی آن پرداخت.همانگونه که خود من هم در پست قبلی، مکان وجود و عملکرد های
ناخودآگاه را حاصل فرایند شبکه یاخته های مغزی انسان عنوان کردم.
فیزیولوژی بدن انسان هم تاثیرپذیری بسیار زیادی از باور و افکار روانی فرد دارد ،برای مثال کسی که به دلیل باور
های دینی،از ارضای غریزه جنسی محروم می شود یا به خاطر دید منفی نسبت به جهان، دچار افسردگی و استرس
خواهد شد ؛ یا فردی که به دلیل عصبانیت و اضطراب دائمی دچار میگرن (سر درد های عصبی)می شود و این
مسائل روانی تاثیر خود را بر جسم فرد به صورت ناراحتی های قلبی،ناراحتی های دستگاه گوارش و سایر بیماری ها
که گاهی حتی به مرگ هم منتهی می شوند به همراه دارد.برای پیشگیری از این موارد ،با چند جلسه روانکاوی می توان
مشکل را حل کرد،و منطقی نیست که در همه موارد از دانش پزشکی سود بریم.

خب حالا كه بحث به اينجا رسيد ازتون خواهش دارم وجود ضمير ناخود آگاه رو براي من اثبات كنيد!!!نكته ديگر اينكه روان شناسي از علم پزشكي جدا نيست ولي قطعا پزشكي با عينيات سر كار دارد يعني ما به ازاي بيروني دارد اما روان شناسي اين گونه نيست.اون لينكي كه دادم رو هم اگر نگاه كنيد نوشته در اين زمينه اختلاف نظر وجود دارد و عده اي اين مطلب رو قبول ندارند.

Russell
03-28-2010, 02:40 PM
خوب به نظر ميرسه بحث و اختلاف بر سر دوئاليسم و ماترياليسم هست.
من خيلي آشنا نيستم به مسائل روانشناسي ولي استنباطم اينه كه ضمير ناخداآگاه يه امر پذيرفته شده هست و شخصاً هم برام پيش اومده كه تجربه هايي داشته باشم،ولي اينكه نشون داده بشه پديده فراماديست و چيزي بيش از حالتيست كه در يك چينش خاص ماده بوجود مياد مورد اختلاف هست.
حتي كسي مثل برتراند راسل هم با اينكه به فرا مادي بودن اين مسائل اعتقاد نداره به راحتي از اثر اون در نوشتههاش صحبت ميكنه و اينكه چطور اين ضمير در تفكراتش اثر ميگذاشته.

moosa
04-01-2010, 12:52 AM
من هیچ گاه در انجمن هایی که عضو بوده ام مطلبی را کپی پیست نکرده ام و در صورت لزوم لینک مورد نظر را به
کاربران معرفی می کنم.
در اینجا بیشتر قصد پژوهش این موضوع را در دانش روان شناسی دارم و مطالبی که شما عنوان می کنید به
طور کلی به مفهوم و ویژگی این دانش برمی گردد که مثل سایر دانش های بشر،می توان در این زمینه با روش روان
شناختی حقایق ذهن انسان را بهتر دریافت؛البته در سایر علوم هم مثل پزشکی می توان تاثیر ضمیر ناخودآگاه را در
وجود آدمی درک کرد و به بررسی آن پرداخت.همانگونه که خود من هم در پست قبلی، مکان وجود و عملکرد های
ناخودآگاه را حاصل فرایند شبکه یاخته های مغزی انسان عنوان کردم.
فیزیولوژی بدن انسان هم تاثیرپذیری بسیار زیادی از باور و افکار روانی فرد دارد ،برای مثال کسی که به دلیل باور
های دینی،از ارضای غریزه جنسی محروم می شود یا به خاطر دید منفی نسبت به جهان، دچار افسردگی و استرس
خواهد شد ؛ یا فردی که به دلیل عصبانیت و اضطراب دائمی دچار میگرن (سر درد های عصبی)می شود و این
مسائل روانی تاثیر خود را بر جسم فرد به صورت ناراحتی های قلبی،ناراحتی های دستگاه گوارش و سایر بیماری ها
که گاهی حتی به مرگ هم منتهی می شوند به همراه دارد.برای پیشگیری از این موارد ،با چند جلسه روانکاوی می توان
مشکل را حل کرد،و منطقی نیست که در همه موارد از دانش پزشکی سود بریم.
درود.

مثال‏هایتان وجود-یا حتی نیاز به تعریف چیزی به نام ناخودآگاه- را اثبات نمی‏کنند. این‏ها کاملا به بدن و فیزیولوژی آن بر می‏گردند. سابقا روان و تن را از هم جدا می‏گرفتند که امروزهچندان صحیح نمی‏نماید. مثلا به همین تاثیر عصبیانیت و اضطراب بر بیماری‏ها که مثال زدید می‏پردازم تا موضوع برایتان روشن شود.

یکی از مکانیسم‏‏های عمده‏ی مقابله با فشار روانی که البته در طول تکامل سازماندهی شده‏است، افزایش انرژی در دسترس بدن است. هنگام تنش‏های روانی پایدار، هیپوتالاموس -بخشی از مغز- هورمونی به خون می‏ریزد که موجب می‏شود هیپوفیز پیشین هورمونی به‏نام آدرنوکورتیکوتروپین ترشح کند. این هورمون بخش قشری فوق کلیه را تحریک و آن را وادار به ترشح هورمون‏های کورتیزول می‏کند. کورتیزول باعث شکستن گلیکوزن و مهم‏تر از آن شکستن پروتئین‏ها برای مصرف تولید انرژی می‏شود که این آخری سبب سرکوب دستگاه ایمنی و افزایش آسیب‏پذیری بدن در مقبل بیماری‏ها می‏شود. مکانیسمی شبیه بیه این موجب می‏شود که بخش قشری فوق کلیه هورمون آلدسترون را ترشح کند. این هورمون با کاهش دفع سدیم و افزایش پتاسیم موجب افزایش فشار خون می‏شود. که این خود عامل بسیاری از مشکلات جسمی می‏شود.

Bidar
04-03-2010, 12:37 AM
درود.

مثال‏هایتان وجود-یا حتی نیاز به تعریف چیزی به نام ناخودآگاه- را اثبات نمی‏کنند. این‏ها کاملا به بدن و فیزیولوژی آن بر می‏گردند. سابقا روان و تن را از هم جدا می‏گرفتند که امروزهچندان صحیح نمی‏نماید.

امیدوارم با دقت کافی پست های قبلی مرا، مثل پست شماره 5 در این جستار خوانده باشید.
اگر شما کنش ها و واکنش های ذهنی و جسمی را به طور "خودکار" و "غیر ارادی" در انسان باور داشته باشید نیازی به اثبات ضمیر ناخودآگاه نیست.زیرا یکسری از مفاهیم و ویژگی های وجودی انسان با تعریفی مشخص، به مفهوم
واژه ای به نام "ضمیرناخودآگاه" در نظر گرفته شده که تعریف مختصری از آن را قبلا ذکر کرده ام.
این مفهوم که بیشتر در دانش روان شناسی مورد تحلیل قرار می گیرد به خاطر مشخصه های توصیفی و رفتاری روان آدمی ، در نظر گرفته شده است تا بهتر و تخصصی تر حقایق پیرامون آن روشن و بیان گردد.در سایر علوم هم مفاهیم حقیقی به شکل ها و زوایایی مختلف بررسی می شوند. برای مثال مفهوم "زمین" در فیزیک با جزییاتی چون جرمی با نیرویی گرانشی خاص،دارای چرخه های گوناگون انرژی و با سرعت دورانی مشخص است؛ در حالی که در شیمی به عنوان ساختاری مولکولی دارای عناصر و ترکیبات گوناگون و تبدیلات شیمیایی مختلف و... بیان می شود اما در نجوم به عنوان سیاره ای کوچک در منظومه ی شمسی با داشتن یک قمر،فاصله ای معین از خورشید بررسی می شود.
اما در همه ی این دانش ها "زمین" به عنوان وجودی حقیقی، قبلا پذیرفته شده است.
با این دیدگاه اگر به طور کل،فاقد ارزش برای روان شناسی نباشید؛
چرا نمی خواهید مفهوم ضمیر ناخودآگاه را در آن بپذیرید و بررسی کنید؟!