PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : پاره هایی از تاریخ اسلام



allahsz
03-03-2010, 06:35 PM
حسين بن علي 3 شعبان سال 4 هجري به دنيا آمد و سه جنگ بزرگي كه اعراب در ايران نمودند به ترتيب جنگ قادسيه در سال 14 هجري و جنگ جلولا در سال 16 هجري و جنگ نهاوند كه اعراب آن را فتح الفتوح ناميدند در سال 22 هجري رويداد كه در اين سال حسين بن علي 18 ساله بود نه 12 ساله به قول شما ، براي اطلاع بيشتر نظر شما را به مطالب زير جلب مي كنم :
فتوح البلدان –بلاذري برگ 303
عثمان در سال 29 هجري سعيد بن عاص را والي كوفه كرد و عبدالله بن عامر كريز را والي بصره . مرزبان توس به اين دو نفر نوشت و آنها را به خراسان دعوت كرد كه هر كدام فاتح شدند مالك آنجا شناخته شوند. هر دو نفر حركت كردند ، عبدالله از او پيشي گرفت و سعيد به سوي تبرستان رفت كه آنجا را فتح كند و در سپاه او حسن و حسين هر دو بودند....

مختصر البلدان –ابن فقيه برگ 152 ، تاريخ تبري ج 5 برگ 2116
مردم گيلان و تبرستان و ديلمستان سال ها در برابر سپاه اسلام پايداري و مقاومت كردند و در حقيقت اعراب مسلمان هيچگاه نتوانستند گيلان و تبرستان و ديلمستان را تصرف نمايند . در زمان عثمان اعراب براي فتح تبرستان تلاش بسيار كردند و سعيد بن عاص بدستور عثمان بسوي تبرستان روانه شد.در اين هجوم امام حسن و امام حسين نيز با سعيد بن عاص همراه بودند.

زندگاني امام حسين _ زين العابدين رهنما _ جلد دوم _ فصل سوم
در سال سي ام هجري يعني هفت سال پس از خلافتش (عثمان) آن فرمانده ماجراجوي عرب (سعيد بن عاص ) را با نيروي تازه نفس از كوفه بسوي تبرستان فرستاد . دو فرزند علي امام حسن و امام حسين هم بسمت مجاهدان اسلامي كه اين جهاد براي خاندان مسلمان وظيفه و شعاري به شمار مي آمد زير دست اين فرمانده اموي حركت كردند....
اين نيروي تازه نفس بحدود تبرستان رسيد و به نخستين دژ مستحكم و قلعه ناگشودني ان برخورد كرد و سعيد بن عاص دانست كه تصرف اين دژ ناممكن است .
سعيد هيأتي را به قلعه فرستاد و تقاضاي صلح و تأديه جزيه نمود . پس از گفتگوي بسيار اسپهبد قلعه براي جلوگيري از خونريزي پيشنهاد صلح او را پذيرفت بشرط اينكه نيروي تازيان بمردم قلعه و دفاع كنندگان اين دژ آسيبي نرسانند . اين شرط پذيرفته شد و اسپهبد نامبرده دستور گشودن دروازه هاي كوه پيكر قلعه را داد.
هنگام باز شدن دروازه بزرگ قلعه كه چندين گز طول و عرضش بود و با كبكبه و وقاري آهسته آهسته روي پايه هاي قطور آهني ميچرخيد و باز ميشد عربها به تماشاي آن ايستاده و حيرت زده بودند.سعيد بن عاص فرمانده عرب با تمام نيروي خود درون قلعه آمد و مطابق نقشه اي كه قبلا طرحريزي كرده بودند دستور داد بي درنگ نقاط بلند و سخت قلعه را اشغال كنند و نيروي ايران را خلع سلاح نمايند . فرداي آن روز يكايك مدافعان قلعه را گرفت ، بعضي را در زنجير نگاه داشت و بيشتر آنها را كشت . كشتاري بي رحمانه در قلعه انجام داد ...

اين مطالب توسط مخالفان اسلام نوشته نشده و همه آنها از مسلمانان متعصب و معتقد بودند. البته اگر حقايق تاريخي با احساسات و باورهاي مذهبي شما جور در نمي آيد بحث ديگري است و اجازه دهيد به دور از تعصب ها جويندگان حقيقت در پي حقايق باشند .در ضمن ماجراي ازدواج امام سوم شيعيان با دختر خيالي يزدگرد سوم افسانه اي بيش نيست كه ساخته و پرداخته حديث سازان عصر صفوي است و براي توضيحات بيشتر در اين خصوص لا اقل اگر شريعتي را به عنوان يك مسلمان متعصب قبول داريد به كتاب تشيع علوي و تشيع صفوي ايشان مراجعه فرماييد. در جاي ديگر باز بايد خدمت شما عرض كنم كه عزا داري هاي هم ميهنان ما براي امامان شيعه از روي نا آگاهي نسبت به ايشان است و تعصبهاي خشك مذهبي و تبليغات دروغين صدها ساله جايي براي حقايق باقي نگذاشته است كه ملت بيچاره ما بجاي عزا داري براي نياكانشان براي كشندگان آنها عزاداري مي كنند. در ضمن اين عشق آتشين ايرانيان در زمان بني اميه و بني عباس و عزا داري هاي امام حسين قبل از دوران صفويه را شما از كدام منابع تاريخي استخراج كرده ايد. بد نيست آنها معرفي كنيد تا ديگران هم مطلع شوند. براي وضعيت ايرانيان در دوران بني اميه و بني عباس خواهشمندم به منابع زير مراجعه فرماييد : تاريخ طبري ، كامل ابن اثير،تاريخ يعقوبي،فتوح البلدان ، مجمل التواريخ ، مختصر البلدان و ... و اگر اينها را قبول نداريد بحث ديگري است مي توانيد به همان منابع دست اول علمي و تاريخي مورد علاقه خودتان مانند بحار الانوار و اصول كافي و ... دلخوش باشيد.
براي خاتمه استاد شجاع الدين شفا يكي از بزرگترين محققان عصر حاضر مي باشند كه كتابهايشان بسيار كارشناسي شده و دقيق مي باشد و ايشان مخالف اسلام نبوده و هيچ گاه در نوشته هايشان (البته اگر آنها راخوانده باشيد ) بر عليه اسلام راستين نبوده بلكه بر عليه اسلام سياسي و تهاجمي اعراب مي باشد. بهر حال آرزو مي كنم به قول برتولد برشت همه ما براي جستجوي حقيقت براي يك بار در زندگي به باورهايمان شك كنيم و با آگاهي كامل دوباره ايمان آوريم يا آن باورها را كنار بگذاريم .