![]() |
|
|
|||||||
| ثبت نام | راهنما | گروه های دسته جمعی | تقویم | جستجو | ارسالهاي امروز | نشانه گذاري انجمن ها به عنوان خوانده شده |
| اجتماع، فلسفه، حقوق وجود شناسی، معرفت شناسی، اخلاقیات، سیاست، زیبایی شناسی. فلسفه علم، فلسفه اخلاق، حقوق بشر، حقوق زنان و کودکان و بحث های روشنفکری |
![]() |
|
|
ابزارهای موضوع | نحوه نمایش |
|
#1
|
||||
|
||||
|
بی اف اسکینر یک روانشناس آمریکایی (عزیز) بوده که یک آزمایش بسیار جالب روی کبوترها انجام داده و به نتایج جالبی هم دست یافته.
شرح این آزمایش رو میتونید از اینجا بخوانید: http://en.wikipedia.org/wiki/B._F._S..._in_the_pigeon در این تاپیک بیایید راجع به این آزمایش تحقیق و بحث کنیم. این آزمایش چه چیزی رو میتونه نشون بده؟
__________________
http://www.zandiq.com/authors/1 http://www.zandiq.com/send/ برو کار میکن مگو چیست کار ---- که سرمایه جاودانی است کار |
|
#2
|
||||
|
||||
|
این کبوترها را انجام حرکاتی به غذا می رسیدند و نتیجتن راه رسیدن به غذا رو تکرار همون حرکات می دونستند.
بنابر این میشه نتیجه گرفت خرافات در جایی استارت می خورند که همزمانی دو عمل به وقوع بپیونده. مثلن من که هر روز با بسم الله از خونه بیرون میرم، امروز یادم رفت بسم الله بگم و تصادفن پام رفت توی جوب! و از این نتیجه میگیرم که بسم الله گفتن من رو از جوب نجات میده.
__________________
«سرچشمه اعتقادات دینی، جهل بشر نسبت به علل طبیعی و نیز بیم و امیدهایی است که همواره ذهن بشر را به خود مشغول می کند» دیوید هیوم «مومن شادتر از مردد است، درست همانطور که مست شادتر از هشیار است» برنارد شاو |
| 2 کاربر زیر به کاربر ارجمند melligara ازبرای این پست سودمند سپاس میگویند: | ||
Arash_Bikhoda (09-28-2009), Ashil (09-28-2009) | ||
|
#3
|
||||
|
||||
|
آزمایش چگونه انجام شد؟
تعدادی کبوتر را گرسنه نگه داشتند. بعد بطوری که بقیه کبوترها رو نبینند در جعبه های فلزی که چند تا دکمه داشت قرار دادند. جعبه به این صورت کار میکرد که وقتی یکی از دکمه ها را فشار میدادند یک دانه ذرت می افتاد توی جعبه. کبوتر ها بعد از یک مدتی یاد گرفتند که دکمه را باید فشار بدهند. بعد مکانیزم جعبه طوری تغییر کرد که بصورت تصادفی یک ذرت رها میکرد، اینکار باعث ظهور رفتارهای عجیب و غریب در کبوتر ها شد، بعضی هاشون گردنشون رو به سمت راست کج میکردند بعضی هاشون بالا و پایین میپریدند و هرکدام یک رفتار غیر مشابهی رو تکرار میکردند. ریچارد داوکینز توی فیلم Enemies of reason اپیسود یکم این آزمایش رو اینجوری تفسیر کرد: جانداران در طبیعت با چیزی روبرو هستند که تصادف به نظر میرسد، مثلاً امروز شما بروید شکار ممکن است دو تا آهو شکار کنید و ممکن هم هست هیچ آهوی شکار نکنید، این پدیده اگر تصادفی هم نباشد دستکم تصادفی به نظر میرسد. به همین جهت موجودات زنده به دنبال یافتن الگوهای تکراری هستند، مثلاً یک الگوی تکراری این هست که اگر هوا ابری بشه احتمال بارون اومدن هست. بنابر این یافتن الگوهای تکراری در طبیعت از کارهایی هست که ما و جانداران دیگری انجام میدهیم. حال در این پروسه دو خطا ممکن است رخ دهد 1- ممکن است الگوهایی وجود داشته باشند و ما آنها را پیدا نکنیم 2- ممکن هست چیزهایی الگو به نظر برسند که واقعاً الگو نیستند، اینجاست که موجودات زنده به سمت خرافه میروند. جریان کبوتر ها هم، همین بوده است، مثلاً یک کبوتر وقتی گردنش رو به سمت راست کج کرده تصادفاً یک ذرت افتاده، بعد این کبوتر فکر کرده که علت آمدن ذرت گردن کج کردن هست. اونیکی فکر کرده بالا و پایین پریدن هست و... آدمها هم از روی همین رفتار هست که یهو می افتند دنبال فال گیری و بقیه خرافات مشابهی که ادیان ارائه میدهند.
__________________
http://www.zandiq.com/authors/1 http://www.zandiq.com/send/ برو کار میکن مگو چیست کار ---- که سرمایه جاودانی است کار |
| 4 کاربر زیر به کاربر ارجمند Arash_Bikhoda ازبرای این پست سودمند سپاس میگویند: | ||
|
#4
|
||||
|
||||
|
اشکال نداره آدم هم یه نوع حیونه دیگه فقط باید عقلشو بکار بندازه
احتمالا همنوعان عصر حجریمونم همین توری بودن که به سراغ خدا رفتن
__________________
خرد گرایی و ایمان ستیزی
|
|
#5
|
|||
|
|||
|
اين آزمايش بر روي انسان انجام شد و تاييد شد!!!
![]() جايگاه : اينترنت گروه گواه : نبود گروه آزمايش : يكي (خودم) من اين تاپيك را خواندم و ديدم كه با وضعيت من جور است به ريز پايين كه خواهم گفت 1- همان گونه كه همه مي دانند (يا با كمي جستجو در خواهند يافت ) بنده در چند ماه گذشته دو تاپيك درست كرده ام به نام هاي "موانع اجتماعي رشد سكولاريسم در ايران" و " ايدلوژي چيست ؟ حهان بيني چيست ؟" كه نخست آنها (به نگرمن) بسيار توان فرسا بود و دومي كمتر . در تاپيك نخستين شركت كننده نداشتم و چون جستار هم خودبخود سخت بود و هم گفتماني از ديگران انجام نمي شد ، سختتر شده بود . (مانند گرسنگي كبوتران) . 2- به فكر چاره بودم و پيام براي دوستاني كه فكر مي كردم علاقمند به جستار سكولار هستم فرستادم و از آنها خواستم كه در اين تاپيك نگرهاي خودشان را بفرمايند ولي خبري نشد ( بازهم مانند گرسنگي كبوتران) 3- به فكر چاره بودم و به اين رسيدم كه شايد سخت گيري من در نگفتن سپاس در تاپيك نخست دليل رنجش و شركت نكردن در تاپيك بوده بنابراين در تاپيك دوم " ايدلوژي چيست ؟ حهان بيني چيست ؟" بدون نگاه كردن به اينكه آيا با روش من سازگار است سپاس گفتم ( رفتار شگفت آور) ![]() شايد به آن خرافات نتوان گفت ولي مي توان آن را وسواس ناميد ![]() ولي باور بفرماييد به هيچ رو خنده دار نيست البته انگيزه من اين نيست كه سپاس هايي را كه گفتم سپاس هاي درخوري نبوده است بلكه همه ي پست هاي كه در تالارها گذاشته مي شود شايان گفتن دست مريزاد و سپاس هستند ولي هر كسي با ديگاه خودش اين كار را مي كند . و من از گاهي اين كار را مي كنم كه زبان پارسي پاس داشته شده باشد و كمترين واژه هاي تازي بكار رفته باشد بنابراين نگر با اينكه پست مرنود يا پويا پست هاي كاري بودن ولي نبايد به آن ها سپاس مي دادم ولي داده بودم . بهر رو دست ودل بازي برخي دوستان را ندارم
__________________
ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش بر در دل روز و شب منتظر یار باش |
|
#6
|
||||
|
||||
|
نقل قول:
__________________
http://www.zandiq.com/authors/1 http://www.zandiq.com/send/ برو کار میکن مگو چیست کار ---- که سرمایه جاودانی است کار |
|
#7
|
|||
|
|||
|
نقل قول:
![]() دوزاري بنده نيافتاد البته اگر نمونه واقعي در دنياي انسان ها پيدا نكنيم ، بدرد همان كبوترها مي خورد نقل قول:
افزون براين ها اسكينر آزمايش هايي ديگر نيز داشته (بيشتر البته به نگر استادي كه مرا آموزش مي داد ديوانه كردن حيوانات ناميده شد) در برگيرنده : 1- در قفسي كه هيچگونه ديد از خارج نداشت گربه ايي را زنداني مي شود و كمابيش تا دم مرگ گرسنگي داده مي شود تنها آب در ظرفي كه كنار قفس هست به گربه داده مي شود بعد از چند روز دو پنجره با شكل متفاوت در قفس باز مي شود يكي با يك تكه گوشت قرمز بزرگ و ديگري با يك تكه گوشت كوچك يا چيز ديگري مانند نان . گربه بيچاره به سمت گوشت بزرگ هجوم مي برد ولي برق او را مي گيرد به گوشت برق وصل شده است بعد از تلاش بسياري و چند بار برق گرفتگي به تكه نان كوچك راضي مي شود اين كار چندين بار تكرار مي شود تا گربه نسبت به شكل پنجره شرطي شود سپس يك روز به هر دو برق وصل مي شود گربه با خيال راحت به طرف پنجره كه نان يا گوشت كوچك وجود دارد مي رود و دچار برق گرفتگي مي شود و پس از اين اتفاق گربه دچار ديوانگي مي شود 2- در يك قفس كه داراي دو بخش است يك سگ وجود دارد بخش يك اين قفس را گرما مي دهند بعد از مدتي پاهاي سگ مي سوزد و براي فرار به بخش دوم قفس مي رود در اينجا خبري از گرما نيست و سگ راحت است ولي بايد براي خوراك خوردن به بخش اول برود . اين كار چند بار تكرار مي شود تا سگ شرطي شود يعني با شروع گرما به بخش دوم و براي خوراك خوردن به بخش اول بيايد . پس از مدتي ناگهان بخش دوم را نيز گرما دادند و سگ بيچاره كنترل ادرار خود را از دست مي دهد .
__________________
ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش بر در دل روز و شب منتظر یار باش |
|
#8
|
|||
|
|||
|
نكته ايي كه در همه ي اين آزمايش ها هست اين است كه با گرسنگي دادن آغاز مي شود . همان گونه كه پيداست در هرم مازلو نيز در زندگی خوب چه ویژگیهای دارد؟ روشن شده پايين ترين خانه نيازهاي حياتي جا دارد ، با فشار و كمبود در اين خانه اجازه بالاتر رفتن داده نمي شود . روشن است كه با انجام اين با انسان يعني نگه داشتن او در پله ي يك
(پيوند زير داده هايي از هرم مازلو مي باشد كه كمتر اسلامي شده به خانه سوم در دو هرم دقت كنيد http://bamdadi.com/2008/04/30/maslow...an-motivation/ )
__________________
ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش بر در دل روز و شب منتظر یار باش |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| از این آزمایش دانشمندان بر روی میمونها چه نتیجه ای میگیرید؟ | Omid_27 | اسلام و اسلامگرایی | 40 | 03-05-2009 05:09 AM |