+ پاسخ به موضوع
نمایش نتایج : از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

موضوع: روش پژوهش در تاریخ اسلام

  1. #1
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    نوشته ها
    1,271

    پیش فرض روش پژوهش در تاریخ اسلام

    مشکل عمده ای که در بحثهای مربوط به اسلام با آن روبرو هستیم ، دیدگاههای نادرست درباره تاریخ و تاریخنگاری است و به نظر من بحث در مورد آن مشکل را به صورت ریشه ای حل میکند. چون مطالب این تاپیک با تاکید بر تاریخ اسلام است من آن را در این تالار ایجاد کردم. من موضوعات اصلی این تاپیک را موارد زیر میدانم:

    معنای علمی بودن تاریخ
    عینیت در تاریخ
    معجزه (و غیبگویی و پیشگویی) در تاریخ
    انواع اسناد و اعتبار آنها
    نقد برونی و درونی
    دانشهای کمک کار
    تصفیه اطلاعات و شناخت اسناد معتبرتر
    تاریخ تاریخنگاری در اسلام
    تاریخ اِسناد در حدیث
    نقدهای وارد بر علم الحدیث
    روش علمی در نقد حدیث
    ارزش تاریخی قرآن
    اشتباهات عمدی و سهوی در منابع مکتوب و غیر مکتوب


    دوستان میتوانند موضوعات دیگر را اضافه کنند تا به صورت مفصل در مورد آنها گفتگو شود.
    هيچ حيوانی به حيوانی نمیدارد روا
    آنچه اين نامردمان با جان انسان میكنند
    فریدون مشیری

  2. #2
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    نوشته ها
    1,271

    پیش فرض پاسخ : روش پژوهش در تاریخ اسلام

    معجزه (و غیبگویی و پیشگویی) در تاریخ
    یکی از مهمترین بحثها در بررسی تاریخ اسلام (و به طور کلی تاریخ) موضوع معجزات و مسائل ماوراء طبیعی است. اینکه ما روایات و گزارشهای مربوط به معجزات و مسائل ماوراء طبیعی را قبول نمیکنیم صرفا به خاطر این نیست که خودمان به ان اعتقاد نداریم بلکه امروزه مورخان این گزارشهای حاوی خوارق عادت را بر اساس برهانهایی (که مهمترین آنها برهان دیوید هیوم (1) در این زمینه است) باطل میدانند.
    "برهان مشهور دیوید هیوم علیه صدق و قابل باور بودن معجزات در پژوهش در باب فاهمه بشری (1748) عمدتا مبنی بر این ادعاست که چنین داستانهایی از طریق پیش فرضهای علم مردود شناخته میشوند، و این ادعا به عنوان معیاری کلی در باب قابل باور بودن روایات تاریخی رواج یافت." (2)


    (1) برهان هیوم را در لینک زیر میتوانید مطالعه کنید:
    http://www.zandiq.com/articles/0000000112.shtml
    (2) فلسفه تاریخ: مجموعه مقالات از دایره المعارف فلسفه، به سرپرستی پل ادواردز، ترجمه بهزاد سالکی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1375. ص:4.
    (*) دکتر زرین کوب هم در کتاب "تاریخ در ترازو" دو بار موضوع معجزه را مطرح کرده اند و با توضیح مفصل در مورد برهان دیوید هیوم همین نظر را تاکید کرده اند.
    تاریخ در ترازو، عبدالحسین زرین کوب،تهران: امیرکبیر، 1383. صفحات 40 تا 45 و 58 تا 60.
    هيچ حيوانی به حيوانی نمیدارد روا
    آنچه اين نامردمان با جان انسان میكنند
    فریدون مشیری

  3. #3
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    نوشته ها
    1,271

    پیش فرض پاسخ : روش پژوهش در تاریخ اسلام


    معجزه و علم غیب در قرآن
    پست قبل در مورد مبانی رد معجزه در علم تاریخ بود. اما جالب است که خود قرآن نیز هماهنگ با این نظر در مورد معجزات است. قرآن برای افراد بیطرف که به پژوهش در تاریخ اسلام میپردازند به عنوان اصلیترین منبع تاریخ اسلام و برای یک مسلمان علاوه بر این موضوع،کلام خدا و حجت است. تمامی موارد از ترجمه آیتی هست:

    روزى كه خدا پيامبران را گرد آورد و بپرسد كه دعوت شما را چگونه پاسخ دادند؟ گويند: ما را هيچ دانشى نيست، كه دانا به غيب تو هستى. (مائده /109)
    بگو: به شما نمى‏گويم كه خزاين خدا نزد من است. و علم غيب هم نمى‏دانم. و نمى‏گويم كه فرشته‏اى هستم. تنها از چيزى پيروى مى‏كنم كه بر من وحى شده است. بگو: آيا نابينا و بينا يكسانند؟ چرا نمى‏انديشيد؟ (انعام/50)
    كليدهاى غيب نزد اوست. جز او كسى را از غيب آگاهى نيست. هر چه را كه در خشكى و درياست مى‏داند. هيچ برگى از درختى نمى‏افتد مگر آنكه از آن آگاه است. و هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين و هيچ ترى و خشكى نيست جز آنكه در كتاب مبين آمده است. (انعام/59)
    بگو: من مالك سود و زيان خود نيستم، مگر آنچه خدا بخواهد. و اگر علم غيب مى‏دانستم بر خير خود بسى مى‏افزودم و هيچ شرى به من نمى‏رسيد. من كسى جز بيم‏دهنده و مژده‏دهنده‏اى براى مؤمنان نيستم. (اعراف/188)
    به شما نمى‏گويم كه خزاين خدا در نزد من است. و علم غيب هم نمى‏دانم. و نمى‏گويم كه فرشته هستم. و نمى‏گويم كه خدا به آنان كه شما به حقارت در آنها مى‏نگريد خير خود را عطا نكند. خدا به آنچه در دلهاى آنهاست آگاه‏تر است. اگر چنين كنم، از ستمكاران خواهم بود. (هود/31)
    بگو: هيچ كس در آسمانها و زمين غيب نمى‏داند مگر اللَّه. و نيز نمى‏دانند چه وقت زنده مى‏شوند. (نمل/65)
    او داناى غيب است و غيب خود را بر هيچ كس آشكار نمى‏سازد، (جن/26)


    و گفتند: چرا معجزه‏اى از پروردگارش بر او نازل نشده؟ بگو: خدا قادر است كه معجزه‏اى فرو فرستد. ولى بيشترينشان نمى‏دانند. (انعام/37)
    و مى‏گويند: چرا از جانب پروردگارش معجزه‏اى بر او نازل نمى‏شود؟ بگو: علم غيب از آن خداست. انتظار بكشيد. من نيز با شما منتظر مى‏مانم. (يونس/20)
    نادانان گفتند: چرا خدا با ما سخن نمى‏گويد؟ يا معجزه‏اى بر ما نمى‏آيد؟ پيشينيانشان نيز چنين سخنانى مى‏گفتند. دلهايشان همانند يكديگر است. ما براى آنان كه به يقين رسيده‏اند، آيات را بيان كرده‏ايم. (بقره‏/118)
    تا آنجا كه توانستند، به سخت‏ترين قسمها، به خدا سوگند ياد كردند كه اگر معجزه‏اى برايشان نازل شود بدان ايمان آورند. بگو: همه معجزه‏ها نزد خداست و شما از كجا مى‏دانيد كه اگر معجزه‏اى نازل شود ايمان نمى‏آورند؟ (انعام/109)
    كافران مى‏گويند: چرا از جانب پروردگارش معجزه‏اى بر او نازل نمى‏شود؟ جز اين نيست كه تو بيم‏دهنده‏اى هستى و هر قومى را رهبرى است. (رعد/7)
    كافران مى‏گويند: چرا از جانب پروردگارش معجزه‏اى بر او نازل نمى‏شود؟ بگو: خدا هر كه را بخواهد گمراه مى‏كند. و هر كه را به درگاه او روى كند، هدايت مى‏كند: (رعد/27)

    بنابراین بر طبق مهمترین منبع تاریخ اسلام محمد نه قدرت انجام معجزه داشته است و نه توانایی پیشگویی.
    هيچ حيوانی به حيوانی نمیدارد روا
    آنچه اين نامردمان با جان انسان میكنند
    فریدون مشیری

  4. #4
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    نوشته ها
    1,271

    پیش فرض پاسخ : روش پژوهش در تاریخ اسلام

    نقدهای وارد بر علم الحدیث
    من قبلا در اینجا چند نکته در مورد حدیث نوشتم. اما اخیرا کتابی بر روی تارنمای عقیده منتشر شده است که چند انتقاد اصولی بر علم الحدیث و کتابهای رجالی شیعه وارد کرده است که شیعیان واقعا باید فکری به حال این انتقادها بکنند:

    گفتگوهای عقلانی با شیعیان اثنی عشری:منابع شیعه در میزان نقد علمی، احمد الغامدی: http://www.aqeedeh.com/ebook/view_book.php?rowID=802
    هيچ حيوانی به حيوانی نمیدارد روا
    آنچه اين نامردمان با جان انسان میكنند
    فریدون مشیری

  5. #5
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    نوشته ها
    1,271

    پیش فرض پاسخ : روش پژوهش در تاریخ اسلام

    نقدهای وارد بر علم الحدیث
    این هم نقدی دیگر توسط یکی از آخوندهای شیعه:
    در دوره هاى اخير، توجه به سلسله سند و وثاقت راويان در حد افراط مورد نظر گروهى از اصوليان قرار گرفته است. اينان در ارزيابى سند، بيشترين اعتماد را به همين ارزيابى دارند.
    حضرت آية الله العظمى خويى ـ ره ـ كه از ميدان داران بزرگ اين مسلك محسوب مى شوند، پس از نقد نظر اخباريها فرموده اند:
    «وقد تحصل من جميع ما ذكرناه انه لم تثبت صحة جميع روايات الكتب الاربعة فلابد من النظر فى سند كل رواية منها فان توفرت فيها شروط الحجية اخذ بها والا فلا»[51].
    از آنچه گفتيم به دست آمد كه، درستى تمام روايات كتب اربعه ثابت نشده، از اين رو بايد سند هر حديثى را ملاحظه كرد، اگر در آن شرايط حجيت حاصل بود، بدان عمل مى شود وگرنه كنار گذارده مى شود.
    اين نظر، مبناى اصلى ايشان و شاگردانشان مى باشد. نقص اصلى و عمده اين نظر آن است كه بخشى اندك از ملاك و معيار، به عنوان تمام ملاك و معيار تلقى شده و مورد قبول واقع شده است. به تعبير ديگر، اين طريق مانع و جامع نيست. چه بسيار رواياتى كه سند آنها بر اساس اين مسلك مورد قبول است، ولى گفته اولياى دين نيست، و به عكس، چه بسا رواياتى كه به طور قطع صادر شده اند، ولى بر اساس اين روش بايد كنار نهاده شوند.
    ايرادهاى عمده اين نظريه عبارت است از:
    1 ـ حدسى بودن و ارسال توثيقات رجالى
    مى دانيم كه شيخ طوسى و نجاشى و ديگر عالمان رجال، معاصر ياران پيامبر ـ ص ـ و ائمه نبوده اند. از اين رو
    جرح و تعديل اينان نسبت به راويان آن عصر، يا بر اساس اجتهاد و استنباط خويش بوده و يا به واسطه، نقل كرده اند. اگر بر اساس برداشت و اجتهاد خود به جرح و تعديل مى پرداخته اند، اين حجيت ندارد؛ زيرا عقلا در امور حسى و نزديك به حس، شهادت و گواهى حدسى را قبول نمى كنند. و اگر بر اساس نقل با واسطه اقدام به جرح و تعديل كرده اند، اين نقل مرسل است؛ زيرا واسطه ها مشخص نيست.
    برخى از شاگردان آية الله خويى نوشته اند كه اين شبهه را بر استاد عرضه كرديم و ايشان جوابى قانع كننده ارائه نكردند و جواب را به كتاب «معجم رجال الحديث» موكول نمودند كه در آن نيز، جوابى قانع كننده نيامده است[52].
    آية الله خويى اين اشكال را چنين جواب داده است:
    «اگر گفته شود خبر دادن عالمان رجال از وثاقت و حسن روات، امرى حدسى و اجتهادى است و ادله حجيت خبر شامل آن نمى شود، در جواب گوييم: اين احتمال، اساسى ندارد زيرا سيره عقلا بر اين قائم است كه خبر ثقه را در صورتى كه علم به حدسى بودن آن نيست، معتبر مى دانند. و احتمال حس در اِخبار عالمان رجال وجود دارد، زيرا نوشتن كتب فهرست و سيره در ميان اصحاب ائمه، امرى متعارف بوده و تعدادى از آنها به دست ما رسيده است. تعداد كتب رجالى از زمان حسن بن محبوب تا زمان شيخ طوسى بيش از صد بوده است»[53].
    اين جواب بر فرض تماميت، شبهه حدسى بودن را حل مى كند، اما شبهه ارسال توثيقات به جاى خود باقى است؛ زيرا چگونه با احتمال اينكه كتبى در فهارس و تراجم بوده ـ كه از كم و كيف آن نيز بى خبريم ـ مى توان حل شبهه كرد؟
    2 ـ عدم ذكر سند براى جرح و تعديل
    در كتب رجال، با واژه هايى از قبيل: ضعيف، غالى، مضطرب الحديث، منكر الحديث، لين الحديث، متروك الحديث، مرتفع القول، كذاب، كذوب و... (در باب جرح) و واژه هايى چون: ثقه، ثبت، عين، وجه، بصير فى الحديث و... (در باب تعديل) مواجهيم. در اين كتب، دليلى براى اين احكام رجالى نمى بينيم و سندى براى اينها ذكر نشده است[54].
    گذشته از اين، بسيارى از اين واژه ها به حق مبهم اند. از واژه «غالى» چه مى توان فهميد، با اينكه غلوّ ـ درجات بسيار دارد و خيلى ها بدان آلوده اند؟ و نيز مراد از «ضعيف» چيست؟
    اين بزرگواران در هيچ كجا به توضيح اصطلاحات كاربردى خود نپرداخته اند. ديگران پس از مواجهه با اين مشكل، سراغ اين رفته اند كه آيا جرح و تعديل، بدون ذكر سند، حجيت دارد يا نه و اقوال سه گانه اى عرضه داشته اند.
    حقيقت آن است كه نمى توان عقيده جارح و معدّل را در توضيح اين واژه ها به دست آورد؛ (همانگونه كه استاد شانه چى تصريح دارد)[55] و اين هم مشكل ديگرى است كه اين نظريه بدان مبتلاست[56].
    از سوى ديگر، سياسى و عقيدتى بودن پاره اى از جرح و تعديل ها مشكل ديگرى است كه به جهت وسعت و گستره آن در زندگى انسانها نمى توان با اصل عدم آن را دفع كرد. مگر محمد بن سنان را علماى رجال تضعيف نكرده اند[57]؟ اما برخى فقيهان مى گويند تضعيف وى به جهت ديدگاههاى بلند وى بوده كه براى آنان مفهوم نبوده است[58].
    طرد يونس بن عبدالرحمن، و آنچه در مورد برخوردهاى تند قمّيين گفته شده از اين دست است[59].
    3 ـ جامع و مانع نبودن
    اگر بر اين راه تكيه شود، بسا كه سلسله سند روايتى (به اصطلاح جديد) «موثق» باشد، اما آن روايت، در حقيقت مجعول باشد، و يا اينكه سلسله سندى در كتب رجال امتياز «ثقه» را كسب نكند، اما حديث آن، صادق و معتبر باشد!
    مؤلف كتاب «معرفة الحديث»، در نقد اين روش و اثبات مغنى نبودن آن،صحيحه حماد بن عيسى را در باب آداب نماز، نقض كرده است. وى مى گويد اين حديث كه مورد عمل فقيهان بوده و در كتب حديث به عنوان صحيحه از آن ياد شده و روات آن تعديل شده اند، جعلى است. و بر اين ادعا سه قرينه اقامه كرده كه يكى از آنها اين است:
    حماد در سال 209 هـ . از دنيا رفته و در آن هنگام به شهادت مشايخ رجال، هفتاد و چند سال داشته است كه در نتيجه ولادت او در سالهاى حدود 135 هجرى رخ داده است. وفات امام صادق ـ ع ـ سال 148 هجرى بوده كه در آن زمان سن حماد نزديك به سيزده سال مى شود. با اين وصف در اين صحيحه خطاب به حماد آمده: «ما اقبح بالرجل يأتى عليه ستون سنة او سبعون سنة فما يقيم صلاة واحدة بحدودها تامة»[60].
    از طرف ديگر، واضعان حديث، هميشه اخبار دروغ را به نام راويان خوش نام منتشر مى كردند. بر اين اساس، اين مسلك (مسلك متأخران)، نه جامع احاديث صحيح خواهد بود و نه مانع از احاديث غير صحيح.
    4 ـ مشكل تمييز مشتركات
    از ديگر مشكلات اين نظريه، معضل مشتركات است. نامهاى بسيارى در اسناد حديث، موجود است كه ميان افراد مختلف مشترك است. تشخيص آنكه
    راوى در اينجا كداميك است امرى دشوار است و راه حلهاى موجود (چون: انصراف، طبقات رجالى، راوى و مروى عنه)، چندان اطمينان آور نيست.
    البته تلاشهايى از زمان مؤلف «جامع الرواة» به اين سو صورت يافته و در زمان مرحوم آية الله بروجردى گسترده شده و به دست رجالى بزرگ معاصر آية الله خويى به مرحله قابل توجهى رسيده است، اما هنوز از حد كتب اربعه تجاوز نكرده و كارى نسبت به روايات «وسائل الشيعة» ارائه نگشته است.
    5 ـ عدم توجه به نقد محتوايى
    همانگونه كه در نقد رأى مشهور گذشت، عدم توجه به نقد محتوايى، غفلت از يك شيوه عقلايى و شرعى است كه مع الْأسف در اين رأى نيز مشهود است.

    ----------
    51 - معجم رجال الحديث، ج 1، ص 97
    52 - بحوث فى علم الرجال، محمد آصف المحسنى: ص 44 و 45
    53 - معجم رجال الحديث، ج 1، ص 41 و 42
    54 - تنها كشّى در «رجال» خود قدح و مدحش را مسند كرده، بسان مؤلفان تاريخ بغداد، تاريخ اصبهان و تاريخ جرجان. معرفة الحديث، محمدباقر البهبودى، ص 56
    55 - دراية الحديث، ص 116
    56 - براى توضيح بيشتر رجوع شود به: مجله ياد، ش 8، ص 127
    57 - معجم رجال الحديث، ج 16، ص 151 ـ 163
    58 - حضرت آية الله جوادى آملى؛ استفاده شفاهى نويسنده از محضر ايشان.
    59 - معجم رجال الحديث، ج 20، ص 198 ـ 218
    60 - محمد باقر البهبودى، معرفة الحديث، مركز انتشارات علمى ـ فرهنگى، ص 3 ـ 4

    منبع:درآمدى بر شيوههاى ارزيابى اسناد احاديث،مهدی مقریزی،مجله علوم حديث، ش 1 پاييز 1375.
    هيچ حيوانی به حيوانی نمیدارد روا
    آنچه اين نامردمان با جان انسان میكنند
    فریدون مشیری

  6. #6
    تاریخ عضویت
    Oct 2007
    محل سکونت
    زمین خدا
    نوشته ها
    1,037

    پیش فرض پاسخ : روش پژوهش در تاریخ اسلام

    با درود به بهروز شیرازی ارجمند،

    سخنان و روش بهرﻩگیری شما از کتاب قرآن در زمینه دانش برگزیدگان خداوند از رخدادهای نهان، نادرست میﺑﺎشد. برای نمونه، در این کتاب آمده است:
    « عالم الغيب ﻓﻠﺎ يظهر على غيبه أحدا إﻟﺎ من ارتضى من رسول : او دانای نهان است و دیگران را از نهان آگاه نمیﺳﺎزد، مگر آن فرستادگان که از آنها خشنود باشد » ( ١ )

    که شما به دلخواه خود و یا نادانسته، آن را دُمﺑﺮیده به ما نشان دادید. بنا بر باور مسلمانان، خداوند بر رخدادهای گذشته و آینده و نهان و آشکار دانا است و دست دیگران از این دانش کوتاه است. امّا خداوند گاه به فراخور نیاز، هماﻥگونه که از آیات بر میﺁید، برگزیدگان خود را از گوشهﻫﺎی این دانش بهرهﻣﻨﺪﻣﻰسازد. برای نمونه، در کتاب خداوند از زبان عيسى عليه اﻟﺴﻠﺎم ﻣﻰخوانیم:
    « أنبئكم بما تأكلون وما تدخرون في بيوتكم : شما را از آنچه در خانهﻫﺎیتان ﻣﻰخورید و اندوخته ﻣﻰکنید، آگاه میﺳﺎزم » ( ٢ )

    خداوند به فراخور نیاز، که همان افزایش باورمندی مردم به عيسى عليه اﻟﺴﻠﺎم بود، او را از گوشهﻫﺎی دانش خود برخوردار ﻣﻰنمود. بنابراین این دانش ویژه، نزد خداوند است و دیگران ( فرستادگان و برگزیدگان ) به فراخور نیاز و تنها با خواست خداوند از این دانش برخوردار ﻣﻰشوند.


    زیرنویس:

    ١. سورهٔ الجن، آیات ٢٦ و ٢٧
    ٢. سورهٔ آل عمران، آیهٔ ٤٩


  7. #7
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    نوشته ها
    1,271

    پیش فرض پاسخ : روش پژوهش در تاریخ اسلام

    سخنان و روش بهرﻩگیری شما از کتاب قرآن در زمینه دانش برگزیدگان خداوند از رخدادهای نهان، نادرست میﺑﺎشد. برای نمونه، در این کتاب آمده است:
    « عالم الغيب ﻓﻠﺎ يظهر على غيبه أحدا إﻟﺎ من ارتضى من رسول : او دانای نهان است و دیگران را از نهان آگاه نمیﺳﺎزد، مگر آن فرستادگان که از آنها خشنود باشد » ( ١ )
    که شما به دلخواه خود و یا نادانسته، آن را دُمﺑﺮیده به ما نشان دادید. بنا بر باور مسلمانان، خداوند بر رخدادهای گذشته و آینده و نهان و آشکار دانا است و دست دیگران از این دانش کوتاه است. امّا خداوند گاه به فراخور نیاز، هماﻥگونه که از آیات بر میﺁید، برگزیدگان خود را از گوشهﻫﺎی این دانش بهرهﻣﻨﺪﻣﻰسازد.
    درود برشما،
    من با استفاده از نرم افزار "جامع التفاسیر" آیاتی که ریشه "غیب" در آنها بود رو برای علم غیب چک کردم. به شما اطمینان میدهم که "به دلخواه خود" نبوده است. خیلی از نکته ای که گفتید ممنونم. پس پست قبلی رو به این شکل تصحیح میکنم که قرآن برای یک فرد بیطرف منبع خوبی در مورد معجزه و علم غیب در تاریخ اسلام خواهد بود و نه برای مومنین به اسلام.
    هيچ حيوانی به حيوانی نمیدارد روا
    آنچه اين نامردمان با جان انسان میكنند
    فریدون مشیری

  8. #8
    تاریخ عضویت
    Oct 2007
    محل سکونت
    زمین خدا
    نوشته ها
    1,037

    پیش فرض پاسخ : روش پژوهش در تاریخ اسلام

    درود بر بهروز ارجمند،


    آغاز سال نوی خورشیدی نیز بر شما و دیگر دوستان، شاد و فرخنده باد. به امید آنکه سال ١٣٨٩، سال آزادی ایرانﺯمین و نابودی خودکامگان و دستﻧﺸﺎندگان باشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط behrooz نمایش پست ها
    من با استفاده از نرم افزار "جامع التفاسیر" آیاتی که ریشه "غیب" در آنها بود رو برای علم غیب چک کردم. به شما اطمینان میدهم که "به دلخواه خود" نبوده است.

    بهرﻩگیری از نرمﺍفزارهای جستجوی واژگان، ﻣﻰتواند به برداشت نادرست از قرآن بینجامد که یک نمونه از آن را در اینجا نشان دادم.

    سربلند باشید.

  9. #9
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    نوشته ها
    1,271

    پیش فرض پاسخ : روش پژوهش در تاریخ اسلام

    تاریخ تاریخنگاری در اسلام
    تاریخنگاری اسلامی ریشه در حدیث دارد و برای درک بهتر تاریخنگاری اسلامی باید با تاریخ حدیث آشنا شد. مسلمانان از همان ابتدا برای حل مشکلات عقیدتی ، فقهی و سیاسی خود به احادیث رجوع میکردند. بعد از این مرحله است که گروهی اخبار مربوط به هر موضوع را به صورت جداگانه و به ترتیب زمانی گردآوری میکنند و اولین کتابهای تاریخ اسلام شکل میگیرد. مهمترین موضوع در مورد حدیث، منع نوشتن حدیث در صدر اسلام است. این منع نوشتن حدیث ظاهرا توسط ابوبکر و به خصوص عمر شروع شده است. البته احادیث متناقض هم از محمد پیرامون این موضوع وجود دارد. این منع نوشتن حدیث ادامه داشته تا اینکه خلیف روشن بین اموی عمر بن عبدالعزیز دستور به نوشتن و گردآوری احادیث را صادر میکند. دلیل اینکه خلفا نوشتن احادیث را ممنوع میکنند خارج از موضوع این نوشتار است. به این ترتیب گروهی از پژوهشگران معتقدند که انتقال احادیث تا نیمه اول قرن دوم تنها به صورت شفاهی و سینه به سینه بوده است و بعد از خلافت عمر بن عبدالعزیز (99 تا 101 هجری) و در نیمه اول قرن دوم هست که این احادیث مکتوب میشوند.
    اما گروهی دیگر از پژوهشگران مانند هوروویتز و سزگین با آوردن اسناد و نشانه هایی معتقدند که نوشتن احادیث در بین تابعین و حتی برخی از صحابه رایج بوده است. مثلا یکی از نشانه ها این است که: مجاهد از راویان برجسته تابعی (د. 104) را متهم کرده اند که از نوشته جابر بن عبدالله انصاری حدیث نقل کرده است.
    البته باید به این نکته توجه داشت که این نوشته ها جنبه خصوصی داشته و برای کمک به حافظه بوده است و این نوشته ها تحت روشهایی مانند سماع ، قرائت و ... به شخص دیگر منتقل میشده است.
    اما چرا از این آثار هیچ اثری نیست؟ پاسخ اصلی که به این پرسش داده شده است این است که چون کتابهای مفصلی چون تاریخ طبری نگاشته شد که شامل تمام منابع پیشین میشد به مرور جای منابع قبلی را گرفت و آن منابع به دلیل بی اعتنایی از دست رفتند.
    به هر حال چه نظر گروه اول را بپذیریم و چه نظر گروه دوم، باید قبول کنیم که احادیث و اخبار برای مدت زمانی به صورت شفاهی نقل میشده است که همین نقل سینه به سینه مشکلاتی را به وجود آورده است. که از مهمترین مشکلات میتوان نقل به معنا و فراموشی را نام برد. که این اشکالات باعث اختلاف در جزئیات و در برخی موارد اختلافهای کلی میشود. به عنوان مثال احادیثی در مورد یکی از زنان صحابه به نام ام حرام در صحیح بخاری وجود دارد. در این حدیث آمده که ام حرام در فتح قبرس در زمان معاویه شرکت داشته است اما در منابع دیگر آمده است که ام حرام در فتح قبرس که در زمان عثمان و به فرماندهی معاویه بود شرکت داشت. در حالی که سند روایت بخاری صحیح است اما به علت نقل شفاهی این اشکال پیش آمده است. مثال دیگر از کتابهای شیعیان است که شیخ طوسی در تهذیب آورده است "امام صادق (ع) فرمود: قوم بنی اسرائیل چون قطره بولی بر بدنشان ترشح میکرد، پوست نجس شده را با قیچی میبریدند..." جالب است که کسانی مثل شیخ صدوق نیز همین حدیث را در کتابهای خود آورده اند و کسانی چون مجلسی و فیض کاشانی سعی در توجیه آن داشته اند. اما همین حدیث در نفسیر علی بن ابراهیم قمی چنین آمده است: "ان الرجل من بنی اسرائیل اذا اصاب شیئا من بدنه البول قطعوه" یعنی مردی از بنی اسرائیل اگر بدنش با ترشح بول نجس میشد، دیگران با او قطع رابطه میکردند. در این حدیث ضمیر مفرد در "قطعوه" به رجل برمیگردد که ظاهرا راویان قبلی این حدیث این ضمیر را به بدن برگردانده و طبق تفسیر خود قیچی و بقیه قضایا را به علت نقل به معنا به حدیث اضافه میکند.
    هيچ حيوانی به حيوانی نمیدارد روا
    آنچه اين نامردمان با جان انسان میكنند
    فریدون مشیری

  10. #10
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    نوشته ها
    1,271

    پیش فرض پاسخ : روش پژوهش در تاریخ اسلام

    تاریخ اِسناد در حدیث
    مطلب مهم دیگری که باید به آن پرداخت زمان پیدایش اِسناد برای احادیث است. بنابر روایتی که از ابن سیرین (م 110) در صحیح مسلم آمده است میتوان این تاریخ را حدس زد. ابن سیرین میگوید: " اوايل، مردم از اِسناد سؤال نمى كردند، اما هنگامى كه فتنه (نزاع داخلى) بالا گرفت، مى گفتند: رجال خود را براى ما نام ببر! بدين ترتيب، آنها كه پيروى از سنت مى كردند، معروف شدند و حديث ايشان پذيرفته شد؛ چنان كه وضّاعان هم شناخته شدند، بى آن كه حديث آنان مورد قبول واقع شود". فتنه به جنگ و نزاع داخلی گفته میشود، اما تا زمان ابن سیرین فتنه های مختلفی روی داده بوده است. هوروويتز در این زمینه میگوید: " وقوع جنگ داخلى بين على عليه السلام و معاويه باعث شكافى در اسلام شد كه تا زمان حال وجود دارد؛ با اين همه، زمان جنگ صفين شايد براى تطبيق بر سخن ابن سيرين خيلى زود باشد. به احتمال بيشتر، منظور از فتنه، آن جنگ داخلى است كه در زمان عبداللّه بن زبير و ادعاى خليفه گى وى [در مكه] پديد آمد. مالك در المُؤطَّأ از ابن عمر نقل مى كند كه آرزو داشت در دوره فتنه به مكه رود. وى مى گويد اگر ابن عمر در رفتن به مكه مانعى مى ديد، همان كارى را انجام مى داد كه پيامبر، وقتى در سال صلح حديبيه از زيارت كعبه ممنوع گرديد، انجام داد. اين وضعيت با سال هاى 64 يا 72 هجرى ـ كه عبداللّه در مكه محاصره شد ـ همخوانى دارد. از سوى ديگر، تاريخ تولد ابن سيرين را در سال 33 ق نقل كرده اند. بنابراين، وى به اندازه كافى بزرگ بوده تا با صلاحيت درباره آنچه در آن دوره اتفاق افتاده، سخن گويد". بنابراین هوروویتز پیدایش اِسناد را مربوط به ثلث آخر قرن اول هجری میداند. هر چند که پژوهشگران دیگر با استناد به همین حدیث نظر دیگری دارند و پیدایش اِسناد را مربوط به قرن دوم میدانند ولی به هر حال همینکه بدانیم پیدایش اِسناد دیرتر از پیدایش خود حدیث بوده است پرسشهای جدیدی را به وجود می آورد.
    نکته اول این است که بعد از مطرح شدن موضوع اِسناد که در دوره تابعین بوده است، تابعین مجبور بوده اند سندی را برای هر حدیث خود ذکر کنند و طبیعی است که چون تابعین به آخرین صحابه دسترسی داشته اند ، حدیث به یکی از این صحابه و سپس به محمد متصل میشده است. احتمالا به همین دلیل است که صحابه ای که تا زمان بیشتری زنده بوده اند مانند ابن عباس ، انس بن مالک و ... دارای روایت بیشتری هستند ولی اصحابی مانند ابوبکر، عمر، علی که دوران بیشتری را با محمد گذرانده اند دارای احادیث کمتری هستند. به نظر من راویانی در این بین حذف شده اند ، مثلا باید راویانی مثل ابن عباس از یک صحابی قدیمی تر از محمد روایت کرده باشد. اما به علت پیدایش اِسناد در دوران تابعین نام آن صحابی قدیمی از بین رفته است و فقط نام ابن عباس مانده است. البته این موضوع نقطه ضعفی محسوب نمیشود و در علم الحدیث اهل سنت نیز پذیرفته است. اما میتواند توضیح خوبی برای روایاتی باشد که یک صحابی از حادثه ای روایت کرده که در آنزمان کم سن بوده است.
    نکته دیگری در زمینه اِسناد این است که محدثان و اخباریون اهتمامی به ذکر سند برای روایتهای تاریخی نداشته اند و در این زمینه تساهل میکرده اند. بیشترین تاکید در مورد احادیث فقهی بوده است. به همین دلیل هست که مثلا در کتاب سیره ابن اسحاق کمتر به سند بر میخوریم. و در اخبار بعد از درگذشت محمد ذکر سند بی اهمیت تر نیز میشود.

    مطالعه بیشتر در مورد تاریخ اِسناد:
    اِسناد در روايات اسلامى، جيمز رابسون، ترجمه: مرتضى شوشترى، مجله علوم حدیث – شماره 45-46.
    قدمت و خاستگاه اِسناد، يوزف هوروويتس، ترجمه: مرتضي کريمينيا، مجله علوم حدیث - شماره 48.
    هيچ حيوانی به حيوانی نمیدارد روا
    آنچه اين نامردمان با جان انسان میكنند
    فریدون مشیری

+ پاسخ به موضوع

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

علاقه مندی ها (بوک مارک ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید